پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
صفحهٔ اصلی
تغییرات اخیر
مقالهٔ تصادفی
راهنما دربارهٔ مدیاویکی
دانشنامه دوبله و صداگذاری ایران
جستجو
جستجو
ظاهر
ساخت حساب
ورود
ابزارهای شخصی
ساخت حساب
ورود
صفحههایی برای ویرایشگرانی که از سامانه خارج شدند
بیشتر بدانید
مشارکتها
بحث
در حال ویرایش
داییجان ناپلئون (مجموعه تلویزیونی)
(بخش)
صفحه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
عملها
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
صفحههای ویژه
اطلاعات صفحه
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
هشدار:
شما وارد نشدهاید. نشانی آیپی شما برای عموم قابل مشاهده خواهد بود اگر هر تغییری ایجاد کنید. اگر
وارد شوید
یا
یک حساب کاربری بسازید
، ویرایشهایتان به نام کاربریتان نسبت داده خواهد شد، همراه با مزایای دیگر.
بررسی ضدهرزنگاری. این قسمت را پر
نکنید
!
== خلاصه داستان == سعید، پسر آقاجان روز سیزدهم مرداد ماه دقیقاً راس ساعت یک ربع به سه، متوجه میشود که عاشق لیلی دختر دایی جان شده ولی از آنجایی که دایی جان و آقاجان میانه خوبی با هم ندارند کار برای سعید سخت خواهد بود. بعلاوه در مهمانی خانه دایی جان سرهنگ یک صدای مشکوک بهانه جدیدی برای قهر کردن دایی جان و آقاجان میشود. دایی جان از ترس دیدن یک دزد که نیمه شب وارد خانه او شده حالش بد شده. پس از دستگیری دزد توسط شیرعلی قصاب دایی جان فکر میکنه که آقاجان دستی در این کار داشته و تصمیم میگیره تا از دزد اعتراف بگیره. هنوز روضه مسلم بن عقیل در خانه دایی جان تمام نشده که ناگهان دوستعلی فریادزنان روی پشتبام ظاهر میشود و درخواست کمک میکند او توسط همسرش عزیز السلطنه مورد سوقصد قرار گرفته است. پس از ناپدید شدن دوستعلی، آقاجان دست بکار میشود و فکر کشته شدن دوستعلی را در ذهن عزیزالسلطنه میاندازد. با وارد شدن نایب تیمور خان مأمور نظمیه به داستان، دایی جان مجبور میشود تا برای حفظ اعتبار خاندان نقشهای بکشد تا کار به عدلیه کشیده نشود. با پیدا شدن دوستعلی، اسدالله میرزا که به اصرار دایی جان ناپلئون قتل دوستعلی را به عهده گرفته بود آزاد میشود. ولی نایب تیمور خان تا خودش با چشمان خودش دوستعلی را نبیند حاضر نیست او را آزاد کند. در این میان عزیز السلطنه با پارتی بازی کاری میکند تا اسدالله را پیش خودش نگه دارد و روابطی میان این دو صورت میگیرد. با فاش شدن خبر قایم شدن اسدالله میرزا در خانه شیرعلی، همه خانواده در تلاش هستند تا او را راضی کنند که از خانه بیرون بیاید. ولی او به بهانه اینکه دوستعلی میخواهد او را بکشد در خانه شیرعلی و کنار طاهره جا خوش کرده است و حاضر نیست از خانهٔ آنها خارج شود. با آشتی کردن دایی جان و آقاجان، همه خوشحال هستند و دایی جان سرهنگ هم به همین بهانه یک مهمانی ترتیب میدهند، ولی با ورود ناگهانی دوستعلی یک داستان جدید در خانواده پیش میآید. با ورود سردار مهارت خان هندی به عنوان مستأجر جدید آقاجان در همسایگی دایی جان، دایی جان نگران میشود که این سردار هندی جاسوس انگلیسیها است. مخصوصاً که همسر سردار یک خانم انگلیسی است. دایی جان سرهنگ قصد دارد تا با افشا کردن موضوع ازدواج پوری با لیلی کمکم این داستان را جدی و عملی بکند. ولی خبر حامله شدن قمر و تحقیق در مورد اینکه چه کسی این کار را انجام داده بار دیگر همه اعضای خانواده را درگیر میکند. همچنین سعید عاشق دلخسته لیلی و اسدالله میرزا برای خنثی کردن نقشههای آقاجان تصمیم میگیرند این ازدواج را برهم بزنند. داستان حامله شدن قمر آشوبی برپا کرده. خانم عزیز السلطنه فکر میکند حاملگی قمر کار دوستعلی خان هست. ولی دایی جان اطمینان دارد که حامله شدن قمر کار انگلیسیها هست. ولی برای حفظ آبروی خانواده همه خاندان به دنبال پیدا کردن یک شوهر برای قمر هستند و آسپیران غیاث آبادی وارد ماجرا میشود. آسپیران غیاث آبادی به عنوان کاندیدای اصلی برای ازدواج با قمر معرفی میشود و حالا تنها مشکل این است که چطور باید داستان حاملگی قمر را به او بگویند تا راضی شود به این کار تن بدهد، به مش قاسم مأموریت داده میشود تا این خبر را به آسپیران بدهد. ازدواج قمر و آسپیران بالاخره سر میگیرد ولی دایی جان که خانواده غیاث آبادی را در شان خانواده خودش نمیداند در مراسم عروسی قمر شرکت نمیکند. در مراسم عروسی پوری متوجه رابطه بین سعید و لیلی میشود و فتنه ای برپا میکند که باعث عصبانی شدن سعید میشود ولی سعید هم بیکار نمیماند. آقاجان در یک نقشه زیرکانه قصد دارد تا با برپا کردن مهمانی پاگشای قمر و آسپیران و معرفی کردن آنها به دیگران انتقامی از سرکوفتهای دایی جان که او را در شان خانواده اشرافی خود نمیداند بگیرد. از آن سو مش قاسم، سعید را از نقشه تست کردن پوری توسط اختر مطلع میشود و سعید نقشه ای میکشد. سعید که از زمان تست شدن پوری مطلع شده قصد دارد تا مانع از انجام این موضوع بشود. ولی نقشه سعید آنطور که باید و شاید پیش نمیرود. از طرف دیگه دایی جان مدارکی پیدا کرده که انگلیسیها با مش قاسم تماس داشتهاند و مش قاسم جاسوس انگلیسیها ست. توهم دایی جان از انتقام انگلیسیها، کمکم به یک جنون تبدیل میشود. اهل خانواده تصمیم میگیرند تا با طرح یک نقشه و فریب دادن دایی جان کمی باعث آرامش او بشوند و این نقشه چیزی نبود جز مذاکره نماینده انگلیسیها با دایی جان برای برقراری صلح خیالی میان دایی جان و انگلیسیها.
خلاصه:
لطفاً توجه داشته باشید که همهٔ مشارکتها در دانشنامه دوبله و صداگذاری ایران ممکن است توسط دیگر مشارکتکنندگان تغییر یابند، ویرایش یا حذف شوند. اگر نمیخواهید نوشتههایتان بیرحمانه ویرایش شوند؛ بنابراین، آنها را اینجا ارائه نکنید.
شما همچنین به ما تعهد میکنید که خودتان این را نوشتهاید یا آن را از یک منبع با مالکیت عمومی یا مشابه آزاد آن برداشتهاید (
دانشنامه دوبله و صداگذاری ایران:حق تکثیر
را برای جزئیات بیشتر ببینید).
کارهای دارای حق تکثیر را بدون اجازه ارائه نکنید!
لغو
راهنمای ویرایش
(در پنجرهٔ تازه باز میشود)